آهنگ سرگیجه از محسن مرتضوی
جان به لب است
پر ز غم است ، جهان برای من و تو
از این زمان چه حاصل است
جدایی سهم من و تو
روحم اگر در جستجوی تو بمیرد
جانم به شوق دیدنت چله نشیند
آسیمه سرم ای دل ، آیی به برم پس کی
با چرخش این دوران ، سرگیجه بگیرد جان
در آرزویت اشک من سیل روان شد
نامم بلند آوازه صدر قصه ها شد
انگیزه هجرت از این حال پریشان
عشقت به احوالم دهد اینگونه سامان ،
آسیمه سرم ای دل ، آیی به برم پس کی
با چرخش این دوران ، سرگیجه بگیرد جان